تبليغاتX
Cyrus The Great

پيش از اين در مقاله ای با عنوان تولد و کودکی کوروش بزرگ، مختصری درباره چگونگی تولد و کودکی او تا بازگشتش به پارس و نبردها مطالبی نوشتم.

البته اين مقاله ادامه ای بر مقاله قبلی نيست و تنها شناخت بهتر یکی از بزرگترین شخصیت های جهان است. تمام مطالب را به همراه مستند آنها آورده ام. همه از کتابهای تاريخی و معتبری گرفته شده که مورخان آن همه خاور شناسان و ايران شناسانی بوده اند که سالها به مطالعه و تحقيق درباره اين شخصيت تاريخی پرداخته اند.(البته صحبت و مطلب درباره کوروش زياد است و من فقط اينجا به چند خط از هر کتاب اکتفا می کنم.).

هرودوت می گويد:

"در کـودکی بـا ايـن کــه از هـوش و زکـاوت بـالايی بـرخـوردار بود اما در طــرز

صحبتش نـشانـی از خـودخـواهـی و غـــرور ديــده نـمی شد. بـلکه کـلامش

حـــاکـی از نـوعـی سـادگی و بـی آلايـشی و مــهر و مـحبــت بــود. بـديـــن

جهت هـمه دوستش داشتند ."(تاريخها .هرودوت)

" در جـوانـــی بـــه هنـگــام تمريـن هـــــای ورزشی از قبيــل ســوار کــاری و

تيـــرانــدازی، بـــرای ايـن که رقيبـان خود را ناراحت نکند او مسابقه را انتخـاب

نمی کرد چرا که از همه قوی تر بود و می دانست حتما برنده خواهد شد بلکه تمرين هايی را انتخاب می کرد که در آنها خود را ضعيف تر از رقيبانش می دانست ...اما از قضا در همه آنها نيز برنده می شد. در 20 سالگی سر آمد همه جوانان بود ودر ميان آنان با تلاش و کوشش در همه تمرين ها و ثبات و پايداری و با احترام گذاشتن به سالخوردگان و با فرمان بريش از استادان انگشت نما گرديد."(تاريخها. هرودوت)

در سرودها و ترانه هايی که تا صد سال بعد از کوروش هم خوانده می شد و گزنفون ما را از مضمون آنها با خبر می کند خصال عالی و زيبارويی کوروش و خلق شريف و با رافت وی و دانش دوستی و بلند پروازی هايش ياد می شده است......

برروی ادامه کلیک کنید ...


>>> ادامه <<<
+ روایتی از ایران (بهرنگ) |

بی‌گمان، به باور بيشينه‌ی ايرانيان فرهيخته و غالب مورخان منصف، «كوروش بزرگ» يكی از برجسته‌ترين شخصيت‌های تاريخ ايران است. بخشيدن چنين پايگاه و منزلتی به كوروش، نه صرفاً از برای فتوح درخشان و شتاب‌ناك او - كه اين خود، نمودار هوشياری و دانایی سياسی و نظامی كوروش و نشانه‌ی توانايی والا و سامان‌مندی حكومت‌اش در ممكن ساختن اداره‌ و تدبير چنين قلمرو پهناوری است - بلكه از آن روست كه وی در طول دوران شهرياری خود، به شيوه‌ای سخت انسانی و مردم‌دارانه رفتار و حكومت كرده بود؛ حقيقتی كه در غالب متون تاريخی بازتاب يافته و ملل بيگانه و حتی دشمن را به وجد آورده و آنان را ناگزير به اعتراف ساخته بود. چنان كه بابليان در سده‌ی ششم پيش از ميلاد، كوروش را كسی مي‌دانستند كه صلح و امنيت را در سرزمين‌شان برقرار ساخته، قلب‌هایشان را از شادی آكنده و آنان

را از اسارت و بيگاری رهانده است؛ انبياء يهود (قومی كه در قـرآن 

بــه خواست خداوند، رحمت هایی بر آنان نازل گشته و همچنین

دين‌اش، توحيدی و وحيانی) وی را مسيح و برگزيده‌ی خداوند و

مجری عدالت و انصاف می‌خواندند، و يونانيان كه كوروش آنان را در

كرانه‌های آسيای صغير مقهور قدرت خويش ساخته بود - بــا وجود

خصومتی كه غالباً با پارس‌ها داشتند - در وی به چشم يك فرمان‌

روای آرمـانی می‌نگريستند. «آخيلوس» هماورد ايـرانيــان در نبـرد

ماراتون، درباره‌ی كوروش می‌نويسد:" او مردی خوشبخت بود، صلح

را بـرای مردمان‌اش آورد… خدايـان دشمن او نبودنـد؛ چـون كــه او

معقول و متعادل بود"؛ هردوت می گويد كه مردم پارس، كوروش را پدر می‌خواندند و در ميان‌شان، هيچ كس يارای برابری با وی را نداشت(هينتس، 1380، ص100)؛ گزنفون می‌نويسد: "پروردگار كوروش را علاوه بر خوی نيك، روی نيك نيز داده و دل و جان‌اش را به سه وديعه‌ی والای "نوع‌دوستی،‌ دانايی، و نيكی" سرشته بود. او در ظفر و پيروزی هيچ مشكلی را طاقت‌فرسا و هيچ خطری را بزرگ نمی‌پنداشت و چون از اين امتيازات خداداد جهانی و روانی برخوردار بود، خاطره و نام‌اش تا به امروز در دل‌های بيدار مردم روزگار، پايدار و باقی است"(سيرت كورش بزرگ، ص 4). وی می افزايد: «كدام وجودی مگر كوروش از راه جنگ و ستيز صاحب امپراتوری عظيمی شده است ولی هنگامی كه جان به جان آفرين داد، همه‌ی ملل مغلوب او را "پدری محبوب" خواندند! اين عنوانی است كه به "ولی نعمت" می‌دهند نه به وجودی "غاصب" (همان، ص 8-367).....

برروی ادامه کلیک کنید ...


>>> ادامه <<<
+ روایتی از ایران (بهرنگ) |

 

 

 

 کوروش پس از تاسیس یک حکومت بزرگ، شامل ممالک متمدن و نیرومند شرق نزدیک و میانه، و تامین حیثیت و افتخاری بزرگ برای خود و اعقاب خویش، در سال 520 قبل از میلاد پس از 70 سال عمر در کمال عزت و نیکنامی درگذشت. تقریبا" تمام مورخان و سیاحان و خاورشناسان از این مرد به نیکی یاد کرده اند.

هرودوت کوروش را پدری مهربان و رئوف می داند که برای رفاه مردم کار می کرد. وی می نویسد : "کوروش پادشاهی بود ساده، جفا کش، بسیار عالی همت، شجاع و در فنون جنگ ماهر، که ایالت کوچک فارس را یک مملکت بزرگ نمود. مهربان بود و با رعایا سلکوک مشفقانه و پدرانه می نمود. بخشنده، خوشمزاج و مودب بود و از حالت رعیت آگاهی داشت."

در جایی دیگر او را آقای تمام آسیا می خواند و می نویسد : "هنگام پادشاهی کوروش و کمبوجیه قانونی راجع به باج و مالیات وضع نگردیده بود، بلکه مردمان هدایا می آوردند. تحمیل باج و مالیات در زمان داریوش معمول گردید، لذا پارسیان می گفتند که داریوش تاجر، کمبوجیه آقا و کوروش پدر بود. اولین را به آن جهت که سود طلب بود، دومین را چون سختگیر و با نخوت بود و سومین (کوروش) را به واسطه اینکه ملایم و رئوف بود و همیشه خیر و خوبی ملت را هدف قرار می داد، پدر می خواندند."

 برروی ادامه کلیک کنید...


>>> ادامه <<<
+ روایتی از ایران (بهرنگ) |