سد سیوند و موارد حاشیه ای آن یکی از بحث های داغی است که در این چند وقت در کشور ما صورت گرفته و هنوز ادامه دارد. از آنجا که این سد در نزدیکی آثاری کهن و بسیار با ارزش ( از نظر هویت ملی ایران هر چند همه میراث کهن ما با ارزش است) در حال ساخت می باشد ، احساسات بسیاری از ایرانیان را برانگیخته است. ایرانیان بسیاری ، با هر نوع سلیقه و گرایشی در مورد آن نظر خود را داده اند.
انواع سد و مشخصات آنها:
سدها در گذشته های دور بر دو نوع بودند، سدهای بلند که معمولاً ارتفاع آنها بیش از 15 متر بوده و سدهای کوتاه که ارتفاع آنها زیر 15 متر می باشد. اما در حال حاضر سدی را کوتاه خطاب می کنند که ارتفاع آن زیر 30 متر باشد. نوع دیگری از دسته بندی سدها در حال حاضر بر اساس مصالح بکار رفته در آنها می باشد و در دنیای کنونی بطور معمول سه نوع سد را بطور عموم می شناسند که این سه نوع سد با توجه به جغرافیای مکانی احداث سد و نوع کاربری آن و نوع اقلیم و میزان آبگیری آن انتخاب می شود.
این سه نوع عبارتند از:
1- سدهای خاکی:
- خاکی
- سنگ ریز
2- سدهای بتنی:
- وزنی
- قوسی
- پشت بند دار
3- سدهای لاستیکی
در 14 سال گذشته سدی بسته اند بر تلاقی گاه دو رودخانه در دهکده ای به نام «سیوند» که بر کناره ی «تنگه بلاغی» در استان فارس (100 کیلومتری شیراز) قرار دارد. تنگه ها معمولا در جايی قرار می گیرند که دو رشته کوه ابتدا بهم نزدیک شده و سپس از هم دور می شوند. از این دور و نزدیک شدن چیزی بوجود می آید مثل ساعت شنی. در قسمت های بالا و پائین اش دو دره وسیع قرار می گیرند که «دشت» خوانده می شوند و کمرگاه ساعت شنی همانی است که «تنگه» نام دارد. در استان فارس و در دل رشته کوه های زاگرس هم چنين وضعيتی وجود دارد. در شمال تنگه بلاغی، دشت مرغاب را داریم که پاسارگاد (شامل آرامگاه کوروش کبیر و تخت رستم که مقبره شاهان هخامنشی از داریوش کبیر به بعد است) در آن قرار دارد؛ و در جنوب این تنگه و رشته کوه هم «مرودشت» قرار دارد که تخت جمشید را در برگرفته و تا شیراز گسترده است. جاده ای که پاسارگاد را به تخت جمشید وصل می کند 50 کیلومتر طول دارد و از دهکده «سیوند» می گذرد. بدینسان، آرامگاه کوروش در 12 کیلومتری سد جدید قرار دارد و تخت جمشید در 38 کیلومتری آن. دریاچه ای که قرار است پشت سد سیوند بوجود آید رو به دشت پاسارگاد داشته و با توجه به میزان آب فعلی دو رودخانه، تا 8 کیلومتر شعاع دارد. معنای این سخن آن است که دریاچه ی این سد دایره ای به وسعت 200 کیلومتر را به زیر آب می برد و در بهترین وضعیت در حوالی 4 کیلومتری آرامگاه کوروش متوقف می شود...
...مقامات سد سازی، با استناد به این نوع ارقام، اعلام می دارند که سد صدمه ای به آرامگاه کوروش نمی زند! اما متخصصان معتقدند که خاک دشت مرغاب، که ما دوست داریم آن را دشت پاسارگاد بخوانیم، بسیار سست و جذب کننده ی آب است و آب دریاچه به سرعت از زیرزمین این چهار کیلومتر را طی کرده و به آرامگاه کوروش رسیده و آن را از بنیاد ویران می کند! این متخصصین از این هم پیش تر رفته و اعلام می کنند که آب های دریاچه، در سوی ديگر سد هم، که رو به مرودشت دارد، به سرعت بسوی تخت جمشید رفته و ارکان آن را به خطر خواهند افکند. علاوه بر این، وجود دریاچه ای به وسعت 200 کیلومتر، آب و هوا و میزان رطوبت کل منطقه را تغییر داده و آثاری را که به علت خشکی خاص این منطقه از گزند زمان ایمن مانده اند در خطر خواهند افکند.
حال بگیریم که، بقول دو باستان شناس ايرانی مقیم کالیفرنیا، این آب هرگز به آرامگاه کوروش و تخت جمشید نرسد و از رطوبت هوا هم کاری بر نیاید؛ اما آن 200 کیلومتری که واقعاً به زیر آب می رود (و مقامات سد سازی و سازمان حفظ میراث فرهنگی هم این مطلب را قبول دارند) خود مهمترین منطقه باستان شناسی برای شناخت عهد هخامنشی محسوب می شود. منطقه سیوند و تنگه بلاغی مقر شهرک های هخامنشی و صنایع تولیدی عهد آنان بوده است که هنوز کاوش کافی در آن به عمل نیامده! باستان شناسان کشورهای مختلفی که در چند سال اخیر از این منطقه دیدن کرده اند تا کنون حداقل 125 محوطه باستان شناسی را تعیین و ثبت کرده اند که هر محوطه شامل اجزاء بسیار گوناگونی است. تاکنون برخی از کوره های فلز ریزی عهد داریوش کبیر را بدست آورده اند. همچنین، از آنجا که عمده حقوق جنسی کارکنان دربار هخامنشی را جو و شراب تشکیل می داده است، کارگاه های شراب گیری متعددی در تنگه بلاغی بدست آمده اند، نیز قبرستان های وسیعی در این دشت وجود دارند که قرار است به زیر آب بروند!
در واقع، برخلاف مناطقی همچون بین النهرین که سالیان درازی است خاک برداری از مناطق مسکونی عهد باستان در آنها انجام شده و از آن طریق، اطلاعات وسیعی درباره نوع معماری، تقسیم فضاهای خانه ها، کارکرد قسمت های مختلف خانه ها همچون آبریزگاه و آشپزخانه، و نوع زیرساخت هايی همچون شالوده ها و نیز شبکه فاضلاب (که در نوع خود در دنیا بی نظیر است) در این مناطق بعمل آمده ، مرو دشت و دشت پاسارگاد این گنجینه های اطلاعاتی را تا زمان ما در سینه خود حفظ کرده اند، اما اکنون، پیش از آنکه این گنجینه ها را بازیابی کنیم قرار است آنها را برای همیشه بدست سیلاب های خروشان رودخانه ها و آب ويران کننده ی دریاچه یک سد بسپاریم و برای همیشه از دستشان بدهیم!
پرسيده می شود که آیا ممکن است پیش از آغاز آبگیری این سد محوطه های باستان شناسی را کاوید و اشیاء بدست آمده را به جای مطمئنی منتقل کرد؟ کارشناسان تخمین می زنند که فقط گردآوری و انتقال هرآنچه تاکنون بدست آمده نیازمند به چهار، پنج سال کار است. اما سازندگان سد تصمیم گرفته اند که عملیات آبگیری را در بهاری که می آید آغاز کنند.![]()
کل این ماجرا خبر از اهمال، سهل انگاری و بی قابلیتی مقاماتی می دهد که کار حفظ آثار ملی را بدست آنان سپرده اند. وزارتخانه ای که کار سدسازی را به عهده دارد به ما می گوید که ساختن این سد را کابینه رفسنجانی در 14 سال پیش تصویب کرده و پس از ابلاغ مصوبه به این وزارتخانه، مسئولان آن نامه ای به سازمان حفظ میراث فرهنگی نوشته و از آنها پرسیده اند که آیا این سد مخاطراتی را برای آثار باستانی منطقه تنگه بلاغی بهمراه دارد یانه؟ سازمان حفظ میراث فرهنگی پاسخی به این نامه نداده است! و وزارتخانه مربوطه هم سکوت را حمل بر رضا نموده و کار ساختن سد را آغاز کرده است و در تمام دوران ریاست جمهوری آقایان رفسنجانی و خاتمی این عملیات ادامه داشته است؛ تا اینکه برخی از کارکنان دل سوز سازمان حفظ میراث فرهنگی متوجه خطرات ناشی از ساختن این سد شده و خبر را به بیرون از سازمان درز می دهند. خبر نخست در روزنامه ها و رادیوهای فرنگی منعکس می شود و در این دو ساله اخیر انظار سازمان های بین المللی و موسسات باستان شناسی را بخود جلب می کند. جالب اینکه دو سال پیش، بی خبر از آنچه در تنگه بلاغی می گذرد، سازمان فرهنگی «یونسکو» پاسارگاد را به عنوان یکی از میراث های فرهنگی جهان به ثبت می رساند و همین امر امکان آن را پیش می آورد که صدا ها بیشتر و بیشتر به اعتراض برخیزد.
عکس العمل مقامات سازمان حفظ میراث فرهنگی بصورت حیرت انگیزی نشان از بی اعتنايی آنها به این آثار دارد! آنها از یک سو می گویند که آنچه از دست می رود آنقدر مهم نیست که بخواهیم از ساختن سد جلوگیری کنیم! و یا «ما نمی توانیم سد سازی را فدای حفظ آثار تاريخی کنیم!» و، از سوی ديگر، همين سخن را اینگونه بیان می کنند که «آثار باستانی در حدی نيست كه مانع بهرهبرداری شود!» در مقابل، در اواخر سال گذشته، سازمان یونسکو طی نامه ای نسبت به سرنوشت آثار باستانی این دو دشت کهن اظهار نگرانی کرده است اما مقامات ایرانی هنوز به این نامه پاسخی نداده اند!
تنگهٔ بلاغی تنها یک گذرگاه کوهستانی نبوده، و در دورههای گوناگون از رونق بسیاری برخوردار بوده است. تاکنون 129 کارگاه باستانشناسی در این تنگه یافت شده است و قدیمی ترین آثار کشف شده تا به کنون، متعلق به 7500 سال پیش است. در این محل آثاری از دورههای پارینهسنگی، نوسنگی، ایلامی (2700-645 پیش از میلاد)، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان و اوایل دورهٔ اسلامی بدست آمده. واقع شدن تنگهٔ بلاغی در بین مجموعه تخت جمشید و پاسارگاد و شهر ساسانی استخر، حدس باستان شناسان را در مورد عبور راه ارتباطی از این منطقه تقویت کرده است.
باستانشناسان ایرانی و آلمانی با کشف کورههای سفالگری در پشت سد سیوند در تنگهٔ بلاغی شواهدی از صنعت گسترده سفالگری را در این منطقه به دست آوردند. تنها در یکی از محوطهها دو کارگاه سفالگری کشف شده است. این کورهها دایرهای شکل و به صورت سنگچین هستند.
گروه باستانشناسی ایرانی-هلندی در ماه آوریل 2005، حدود 15000 تکه سفال در یکی از کارگاههای باستانشناسی پیدا کردند که متعلق به دوران شاهنشاهی ساسانیان و اوایل دورهٔ اسلامی هستند. این تکههای سفال بیشتر به رنگ کرم هستند.
به گزارش سرپرست گروه باستانشناسی لهستانی به تاریخ 8 می2005، در پی کشف تکههایی از لوله به قطر حدوداً 30 سانتی متر و به رنگ خاکستری مربوط به دوران شاهنشاهی هخامنشیان، نظر باستان شناسان مبنی بر اینکه این منطقه تنها شامل یک روستای کوچک بوده است، تغییر کرده و اکنون باور بر این است که این منطقه شامل یک شهر باستانی بزرگ است. به نظر باستان شناسان این لولهها ممکن است برای انتقال فاضلاب یا آب، مصرف میشده اند.توسط همین گروه یک زیر خاکی نیز متعلق به دوران شاهنشاهی هخامنشیان در محل پیدا شده است. این بزرگترین کوزهای است که تا به حال در ایران یافت شده است. ارتفاع کوزه 140 سانتی متر، قطر آن 123 سانتیمتر و وزن آن 120 کیلوگرم است. اسکلت کامل یک انسان نیز از زیر خاک بیرون آمده، که متعلق به دوران شاهنشاهی ساسانیان است (226-651 میلادی). اسکلت متعلق به یک مرد بزرگ سال بوده، که در حالت چمباتمه پیدا شده است.
تیم مشترک باستان شناسان ایران و ژاپن با کاوشهای نجاتبخشی در غارهای باستانی منطقه تنگه بلاغی ابزارهای سنگی کشف کردند. کاوش در دو غار این منطقه به یافتن شمار زیادی ابزار سنگی گوناگون و از جنس «چرت» و سنگ چخماق انجامید.
آثار کشف شده:
- مهر سنگی قهوهای رنگ 5500 ساله با نقوش افقی به اندازه 5 تومانی
- خمره ذخیره آذوقه(کوزهٔ سفالی 120 کیلویی)
- بیش از 7 کیلومتر مرز سنگی مربوط به دوران اشکانی
- دو اسکلت دفن شده به همراه اشیاء در گور
- کارگاه شراب سازی
- کارگاه سفال سازی 7500 ساله
- محوطه باستانی 7000 ساله
- یک روستای هخامنشی با دیوارهای دفاعی و لولههای سفالی دفع فاضلاب
- گورستان 6000 ساله
- یک گورستان کلان سنگی ساسانی
- بقایای دوران ایلامی
- حوض ساخته شده از لاشه سنگ با اندود گچ
سد سیوند و تخریب آثار باستانی:
«منیرو بوشناکی»، معاون فرهنگی یونسکو: صدای تنگه بلاغی را به گوش جهانیان برسانید.
باستان شناسان برای نجات هر محوطه، تنها 3 روز فرصت دارند!
«محمد بهشتی»، رییس پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور گفت: «فرصت نجات بخشی محوطههای سد کارون 3 کوتاه بود ولی با وجود مشکلات زیاد از قبیل نبود نیروی انسانی و عدم تدارکات کافی، فعالیت در آنجا آغاز شد. این کار حرکت تازهای بود. در سد سیوند این تمرین با زمان و تدارکات وسیعتری انجام میگیرد و تمرین بعدی ما که فرصت طولانی تری خواهد داشت روی سد کارون 4 تمرکز دارد. تا آن زمان امیدواریم بتوانیم اقدامات بهتری برای نجات آثارمان انجام دهیم.»
«بابک کیان» سرپرست مجموعه باستانی پاسارگاد در مورد محوطههای باستانی شناسایی شده، گفت: «در این بررسیها محوطههای باستانی شامل تپههای پیش از میلاد، کورههای ذوب فلز، غار و سکونت گاههای پیش از میلاد، کورههای سنگی مربوط به دوره فرمانروایان فارس (فرقه داران)، دو قبرستان دسته جمعی مربوط به دوران اشکانی، بیش از 7 کیلومتر مرز سنگی مربوط به دوران اشکانی و دیگر محوطههای باستانی که بر اثر ساخت سد زیر آب میرود؛ شناسایی شد!»
به اعتقاد کارشناسان ساخت سد سیوند به جز ایجاد مشکل برای آثار درون تنگه، به دلیل به وجود آوردن شرایط خاص در منطقه به آسیب دیدن سازههای اصلی محوطه جهانی پاسارگاد منجر میشود.
«کیان» که خود کارشناس مرمت آثار باستانی است، در این باره گفت: «هنوز بررسیهای دقیقی روی این مساله انجام نگرفته است، اما با توجه به آب رفتی و سست بودن خاک منطقه حدس زده میشود جمع شدن آب در دریاچه سد، باعث افزایش شدید رطوبت هوا در منطقه و بالا آمدن میزان آب سطحی شود که این اتفاق میتواند به پی اصلی کاخها و آرامگاه کوروش آسیب وارد سازد.»
«جونکو تاینگوچی» کارشناس یونسکو در ایران در این باره به گاردین گفت: «جای تاسف است که برای نجات بخشی این محوطهها وقت زیادی را نداریم. تا آنجایی که میدانیم بر اثر ساخت این سد، منظر محوطه باستانی پاسارگاد به زیر آب خواهد رفت و ارزش میراث و محوطههای بالقوه اطراف آن برای همیشه در هالهای از راز فرو خواهد رفت!»
«جامعی»، مدیر پروژه احداث سد سیوند میگوید: «در سال 1371 هنگامی که قصد داشتیم احداث سد را آغاز کنیم طی نامهای، از سازمان میراث فرهنگی استان فارس استعلام کرده و خواستار بررسی منطقه از نظر فرهنگی شدیم اما از جانب سازمان میراث فرهنگی هیچ گونه اقدامی صورت نگرفت! بنابراین ما کار احداث سد را آغاز کردیم».
ساخت سد سیوند از سال 71 روی رودخانه پلوار در منطقه بلاغی آغاز شد. تنگه 18 کیلومتری بلاغی در فاصله 4 کیلومتری از محوطه ثبت جهانی پاسارگاد قرار دارد این تنگه تا پایان امسال آبگیری میشود و 129 محوطه مهم باستانی و تاریخی را با خود به زیر آب میبرد!
«کریم علیزاده»، مدیر روابط بین الملل پژوهشکده باستانشناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور نیز در این باره گفت:«کاوش در غارهای پارینهسنگی تنگه بلاغی باتوجه به کمبود اطلاعات و مطالعات محدودی که تاکنون در باره دوره پارینهسنگی در کشور انجام گرفته است، میتواند اهمیت بسیار داشته باشد و اطلاعات فراوانی را در باره سکونت در این دوره در اختیار قرار دهد».
کارشناسان زمان مورد نیاز برای نجاتبخشی تمام محوطهها را چهار سال میدانند اما زمان تخصیص داده شده از طرف سازمان آب منطقهای استان فارس (مجری ساخت سد سیوند) برای این کار تنها یک سال است. این در حالی است که سد تا پایان سال آبگیری میشود.
کشوری مانند آمریکا که آرزوی داشتن یکی از آثار با ارزش ما را دارد تنها دارای یک آبشار است که با جذب توریست سالیانه حدود 3 برابر صادرات نفت ایران از آن کسب درآمد می کند! اسپانیا تمام بودجه کشور خود را از توریست هایی که برای دیدن آثار باستانی به این کشور سفر کرده تامین می کند. آن وقت ما گنج های کشورمان را به زیر آب می فرستیم و تیشه به ریشه خودمان می زنیم!
اگر سازمان میراث فرهنگی فارس از اهمیت منطقه مطلع بود (که شاید هم بوده!) و با ساختن سد در این ناحیه مخالفت میکرد، با توجه به اینکه در منطقه بلاغی یک یا دو محل دیگر نیز برای سدسازی مناسب شناخته شده، تغییر محل ساخت سد امکانپذیر بود و اکنون پیشینه و هویت ما به زیر آب نمیرفت.
" از مــاست کـه بـر مــاست "
لطفـا امضـاء کنید : نــــامه شماره 1 ، نــــامه شماره 2 ، نــــامه شماره 3